X
تبلیغات
محرومیت نیوز
این وبلاگ درموردمناطق محروم جنوب استان کرمان می باشد

دلم هوای دلت کرده بود
دیدم جسمت هست ودلت نیست
وقتی به خود آمدم
دیدم تونیز درتب وتاب یک قرص نان
مثل دیگراهالی شهر
گرفتارشده ای وغم نان
همه چیز راازیادت برده است
وبه قول احمد
((سخنهامی توان گفت غم نان اگربگذارد ))
زنده بادجنوب بامردمان سخت کوشش
که ازتب وتاب نان به آنسوی شهرنیز نگاه می کنند
تاشاید تبعیض ها را
بی عدالتی هارا
فریادبزنند
وبگویند جنوب هنوز زنده است وسکوت را
این بار شکسته وهمه چیز راروزی فریاد خواهدزد
من نیز مثل شما ازفاصله ها در رنجم
وای کاش فاصله ها می شکستند
ومن وتودرتساوی عدالت یک روز راباهم می زیستیم
آن روز من باتوخواهم گفت که توازمن هیچ بالاتر نیستی
نه به عقل ونه به ذات
فقط توراچند پله بالاتر نهاده اند
ومراازبالانظاره می کنی وحس می کنی که من کوچکم
وشایدنیستم
وبازهم سخنهامی توان گفت غم نان اگربگذارد
یک شب نشد که بی خیال یک لقمه نان
سررابه بالین بگذارم وبافکری آسوده
درخیالم توراجستجوکنم که توگم کرده من بودی ای خدا
ونه نان وآب وزندگانی خیال وخستگی
مرابه فکرنان نبر
مرابه فکرخود ببرکه بی تومرده ام
اگرچه نان هنوز درامتدادسفره ها
اسیرلقمه های گنده است
به ماکه می رسد تمام می شود
خدای من هنوز دراین کویر بی صدای پرسکوت 
مرد مت درخیال آب ونان وجای خواب مانده اند
وآنطرف ،زمین که نه فضای شهررا استحاله می کنند



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 21:53  توسط ققنوس  | 

نامه اي به رئيس جمهور:
سلام به رئيس جمهور عزيز ،محبوب ونام آشناي ايران اسلامي به رئيس جمهوري كه حقوق خوانده است وحقوق دان است وسرهنگ نيست ،سلام به آنكه تحصيل كرده فرنگ است ولي رفتاروكردارش به اسلاميست وبه بهانه تجدد نمي خواهدازآنها درس بگيرد .
من دختري جوان ازروستاي چاهدادخدا در50كيلومتري شهرستان قلعه گنج هستم


برچسب‌ها: رئیس جمهور, قلعه گنج, دختر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1392ساعت 18:48  توسط ققنوس  | 

خدایا توچگونه
مراباقطره ای از اشک که تنها به ثانیه های کوچک
طول کشید
آمرزیدی
ومن چگونه حتی برای ذکرهایم
هم حساب وکتاب دارم
ودانه دانه اش رامی شمارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 19:33  توسط ققنوس  | 

مانده بودم اماپشت دیوارنگاهت
ولی افسوس که حتی لحظه ای خجالتم ندادی
حتی بانگاهی که یک آن رویت رابرگردانی ،
آه ای مسافر
راستش رابخواهی
من ازنگاه وعشق وعاشقی چیزی نمی دانم
به من بگو
درمملکت امام زمانیتان
نان قرصی چنداست
که من سه روز است که
نان را دیده ام
اما در دست دیگران 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 19:30  توسط ققنوس  | 

نماینده مردم 5 شهرستان جنوبی کرمان در مجلس عنوان کرد
عدم اطلاع‌رسانی مطلوب بیمه محصولات کشاورزی در جنوب کرمان

نماینده مردم شهرستان‌های کهنوج، منوجان، قلعه‌گنج، فاریاب و رودبار جنوب در مجلس شورای اسلامی گفت: عدم اطلاع‌رسانی مناسب در زمینه بیمه محصولات کشاورزی موجب ضایع شدن حق کشاورزان و دامداران در زمان وقوع حوادث شده است.

خبرگزاری فارس: عدم اطلاع‌رسانی مطلوب بیمه محصولات کشاورزی در جنوب کرمان

به گزارش خبرگزاری فارس از رودبار، حجت‌الاسلام محمدرضا امیری صبح امروز در جلسه حوادث غیرمترقبه این شهرستان اظهار داشت: عدم اطلاع‌رسانی مناسب در زمینه بیمه محصولات کشاورزی موجب ضایع شدن حق کشاورزان و دامداران در زمان وقوع حوادث شده است.

وی افزود: از 3 میلیون رأس دام سبک و سنگین در جنوب کرمان و همچنین 250 هزار هکتار سطح زیر کشت زراعی و باغی در منطقه با میزان بیمه محصولات کشاورزی انجام شده تناسبی وجود ندارد و باید روی این موضوع کار جدی شود.

امیری تصریح کرد: اگر میزان بیمه کم شده، بخشی از کم‌کاری در حوزه کاری کارگزاران بیمه و بخش دیگر از مسئولان مرتبط با آن است، اگر بیمه محصولات کشاورزی جا بیفتد، هم به نفع کشاورزان است و هم اینکه صندوق بیمه محصولات کشاورزی قدرتمند می‌شود.

نماینده مردم شهرستان‌های کهنوج، منوجان، قلعه‌گنج، فاریاب و رودبار جنوب در مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: وقوع طوفان در پنج شهرستان جنوبی کرمان به ویژه شهرستان‌های رودبار و قلعه گنج زیاد است که بحث خسارت‌های ناشی از این موضوع را پیگیری می‌کنیم.


برچسب‌ها: کهنوج بزرگ, حاج آقاامیری
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 22:43  توسط ققنوس  | 

برای اطلاع ازنتایج استانداری اینجاکلیک کنید http://natayej.karmandiran.ir/
برچسب‌ها: نتایج استانداری
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 20:30  توسط ققنوس  | 

درددل یک جوان بیکار باعباس اطمینانی فرماندارکهنوج
هرچه خبرسرچ می کنیم تا از حال وروز شهرمان وپیشرفتهایش باخبرشویم تنها خبری که می بینیم این است که کهنوج مبلغ کم دارد تا بتوانند مردم را دراین ایام به مناطق محروم بروند ،این جمله آقای والی در ذهن تداعی می کند که :حوزه علمیه را در بشاگرد بنا کردیم تا خودش چشمه ای باشد برای تولید روحانی ونیاز این منطقه ومناطق اطراف را از این لحاظ برطرف کند و...
هرچه سرچ می زنیم اطمینانی ،بازهم چیزی که به درد ما بخورد پیدا نمی شود ،به جای موتور جستجوگر گوگل سری به دلهای مردم زجر کشیده آن سامان می زنیم تا از دستاورد های فرماندار شهر باخبرشویم .
به اینجا می رسیم که از خدمات ارزنده این مسئول بزرگوار استخدام کردن برادرش در دانشگاه علمی وکاربردی این شهر ودیگری دادن پروژه های عمرانی شهر به برادر دیگرش می باشد وقتی سوابق این دوعزیز راجستجوکنی به نتیجه ای عکس خواهی رسید وخواهید دید که این خدمات ارزنده ایست که یک برادر می تواند برای برادر دیگر ش انجام بدهد وبس .
شرمنده من نمی توانم خیلی از این موارد راذکر کنم .الحق که این آزاده قهرمان باید بداند که سایرمردم نیز برادران اوهستند این مطلب مولا ی فرق شکافته رابه یادگار می گذارم تا بداند فرمانروایی چیست
((فرمانروایی ،میدان مسابقه مردان است ،حکمت 441نهج البلاغه ))یا آنجا که مولا اخلاق رهبری (مدیران )راباخویشاوندان ونزدیکان اینچنین زیبا ذکر می کند :همانا زمامداران راخواص ونزدیکانی است که خود خواه وچپاولگرند ،ودرمعاملات انصاف ندارند .ریشه ستمکاریشان رابا بریدن اسباب آن بخشکان ،وبه هیچ کدام از اطرافیان وخویشاوندانت زمینی را واگذار مکن ،وبه گونه ای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند ،مانند آبیاری مزارع ،یازراعت مشترک :که هزینه های آن رابردیگران تحمیل کنند ،در آن صورت سودش برای آنان ،وعیب وننگش در دنیا وآخرت برای توخواهدماند.
حق رابه صاحب حق ،هرکسی که باشد ،نزدیک یا دور ،بپرداز ودراین کار شکیبا باش ،واین شکیبایی رابه حساب خدابگذار ،گرچه اجرای حق مشکلاتی برای نزدیکانت فراهم آورد ،تحمل سنگینی آن رابا یاد قیامت برخود هموارساز ،زیرا تحمل آن پسندیده است .
وهرگاه رعیت برتوبدگمان گردد،عذرخویش راآشکارا با آنان درمیان بگذار وبا این کار ازبدگمانی نجاتشان ده ،که این کار ریاضتی برای خودسازی تو ،ومهربانی کردن نسبت به رعیت است ،واین پذیرش خواهی تو آنان رابه حق وامی دارد (نهج البلاغه ص 417)
حال مدیران درجامعه اسلامی ما چقدر به این موارد یادشده دربالا عمل کرده اند ؟
اگربه این موارد بالا عمل می شد دیگر ازپارتی بازی وراند خواری درجامعه اسلامی خبری نبود ،جامعه اسلامی  خیلی زیباست ولی درحالیکه حق به سمت وسویی هدایت بشود که عدالت باشد ونه بخشش زیرابخشش هابیشتر سلیقه ای است وحتما درپشت پرده آن حق کس دیگری بوده است امام علی (ع)دراین رابطه می فرماید :عدالت ،هرچیزی رادرجای خود می نهد ،درحالی که بخشش آن را ازجای خود خارج می سازد .عدالت تدبیرعمومی مردم است ،درحالی که بخشش گروه خاصی راشامل است ،پسعدالت شریف تر وبرتر است.((حکمت 437 ))اگربه این مهم که دربالا اشاره شد عمل می شد درجامعه اسلامی آن هم دراین عصروزمان کپرنشینی رایج نبود ومردمانی درفقروفلاکت حتی از امکانات اولیه زندگی محروم نبودند ،جالب اینجاست که خیلی ازاین مدیران خودشان نیز درجلسه هایی که برگزار می کنند جنوب استان کرمان رابه عنوان نقطه ای محروم مثال هم می زنند ومی گویند آنجا ضعف فرهنگی بیداد می کند ،ضعف فرهنگی راچه کسی باید ازبین ببرد ؟


برچسب‌ها: عباس اطمینانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 6:45  توسط ققنوس  | 

 

بازهوای رفتن ازاین کوی وبرزن رابه سردارم ُاین بارمی خواهم به چزابه ودرمیان نی زارهای پراز زارزار ورمزوراز سفرکنم وآنجازارزار کریه کنم .به حال غربت گمشدگان درباتلاقهای این نی زارها به حال شهیدانی که مادرانشان هنوز چشم درراهند وفرزندانشان سراغ قبرپدررا ازمادر خویش می گیرند ومادرانشان اشاره به تاریخ دارند  وتاریخ چه خواهد گفت آیا گمشده های بی نام ونشان رابه نسلهای آتی خواهدبرد ویادرعمق نانوشته هایش ،به فراموشی خواهدسپرد ،نه می دانم که سینه های این مادران نیز تاریخ است ،تاریخی به بلندای ایران اسلامی که آنراسینه به سینه به نسلهای آتی ذهن خواهدبرد تاشهدای دیگری نیز شهادت را به تکرار درحماسه ای عآشورایی باز بیافرینند ۰
وشهیدمنطق راپس از عقل درعشق خلاصه می کرد وعلم الهدی می گفت:ماعاقلانه فکرمی کنیم وعاشقانه عمل می کنیم ۰
شهیدشهادت را درپیروزی عقل برنفس اماره ونابودی جسم وجاودانگی روح می دانست وآنروز که روحش رابه پرواز درمی آورد جسمش رادرباتلاقهای چزابه ویادرآبهای اروندبه بی نشانی گم می کرد وآرزوی پرواز راحقیقت می یافت وچون ملائک بال درمی آورد وتاکربلای حسینی ،حسینی وارپروازمی کرد آنروزها حماسه هارامردان حماسه ساز دربی کسی وبی نشانی می آفریدند ومال ومنال وزن وفرزند وزندگی دنیوی را به فراموشی سپرده بودند وهمه چیز خودرادرجبهه های نبرد حق علیه باطل ووصل شدن به معنویات ورسیدن به قرب الهی می دیدند ،بایدگفت شهدامعجزه ماندگار تاریخند وچون امام شهید خویش که عاشورارا به تاریخ هدیه داد آنان نیز درکربلای ایران عاشورا آفریدند وچون عاشورائیان رهسپار دیار ابدیت شدند ۰
وآنانکه چون کفتارها دم رابه کول نهادند وازجبهه فراری شدند چون زنگارها محومی شوند ومرگ آنان نیز روزی فراخواهد رسید وننگشان راتاریخ نقل خواهد کرد ۰
وقتی به فکه می رسیم بوی کعبه می آید ،آنجاکه یاران گمنام درگمنامی آخرین قطره های خون خویش را نثار کردند ودربرهوت فکه چون برهوت کربلا بدون آب جانرا نثار طریقت حضرت دوست کردند ،اینجاست که وقتی شهید آوینی می خواست راز فکه رافاش کند خودنیز درخون خویش غلطید وچون شهیدان فکه درکعبه موعودخویش به شهادت رسید ،آری اینچنین است هرکس پی به راز شهداببرد خودنیز طعم شیرین شهادت راخواهدچشید واین راز رازیست که به خاکیان فاش نخواهد شد ،این راز راز افلاکیان است وشهداملکوتیان کره خاکی اند وشهید دربی کرانهای دنیا به کرانه های بهشت موعود می اندیشد ودرحقیقت شهدافکرواندیشه ملکوتی دارند اندیشه ای که ماخاکیان قادربه درک آن نیستیم ۰
آری شهداخون خویش را مرکبی کردند که تاریخ بشرراباآن نوشتند وآزادی وآزادزیستن رابه نسلهای آتی هدیه دادند ۰
وشهیدمی دانست که دنیاسرای عبوراست وچون جاده ایست که وصل به آخرت است وهمه این راه راباید بپیمایند وکوتاهترین مسیر برای جاودانه زیستن درسرای باقی ازجاده شها دت می گذرد وتنهاشهدا این راه راپیداکردند وازمیانبر جنگ آنراپیمودند وچون پرستوها کوچ رابه ماندن ترجیح دادند وبالهای خویش را چون کبوتران خونین بال به خون خویش آغشته کرده ورنگین بالان جاوید تاریخ بشریت نام گرفتند ومظلومیت شهدای ایران را باخون خویش درتاریخ این مرزوبوم نگاشتند ۰

اروندونخلهای بی سرش گواه شهیدان این رودند و رود ذ ددرعزای شهیدان آب خویش را گل آلود می بیند ونی های اروند ازنینوای تاریخ ایران می گویند ،اروند اجسادشهیدان راکه می برد به آنها آزادگی می داد ،آه خدایا عجب مزدی دارد شهادت درراه تو وبرای رضای تو که درعوض خون وجسم انسان به اوآزادگی می دهی واورااز زندان دنیا به بهشت موعود خواهی برد واینجاست که یاران اروند ابتداجسم خویش را درآن غسل داده وسپس تقدیم به راه آزادگی کردند وروح خویش را درآسمان به پرواز درآوردند ونی زارهای اروند کنار آن روزها را زار زازگریه کردند وآب اروند راگل آلود دیدند وآسمانش رانیلگون یافتند که ناله سرداده بود وخون گریه می کرد ودکناراروند بایدگفت :شهادت مرگ نیست وبلکه هنراست هنری که آزادزیستن رابه انسان هدیه می دهد ۰
شهدازندگانندومامردگانیم که درظلمت وتاریکی دنیا زندگی وبلکه انسانیت خویش راگم کرده وازیادبرده ایم ۰
ای کارون ،ای کرخه ،ای اروند ،شماچه می دانید که ما نمی دانیم ،شما آب خویش را خونین یافتید ،شماگم کرده های مادرانی رادرخویش فروبردید وآنان هنوز چشمهایشان درانتظاررخسار فرزنداست ۰
ای نخلهای بی سراروند کنار شماهم به تبعیت از یاران شهیدتان سررانثار کردید تاقامتتان درسرزمین ایمان طلوع خورشید رانظاره کند ۰
وای شهید ، من تورادرگرداب دریای سینه ام گم کرده ام وتودرگونه های بی کسی نسیم پرسه می زنی وگیسوان دختراروند راشانه می زنی ،وصالت مبارک باد

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 7:30  توسط ققنوس  | 

بسمه تعالي
            
                نامه يك كارگركهنوجي به رياست محترم اداره  برق آن شهرستان :
سلام عليكم
باسلام ودرود فرآوان بربنيانگذار انقلاب اسلامي وآرزوي توفيق روز افزون وسلامتي وطول عمربراي مقام عظماي ولايت حضرت آيت ا...امام خامنه اي ،اينجانب پس ازسالها دربه دري وخانه بردوشي كه به بندرعباس وتهران وشيرازومشهد داشتم برآن شدم تا خود را ازعملگي خلق رها كرده وبتوانم براي شهروروستاي خود خدمت كنم براي تحقق اين امر برآن شدم كارگاه كوچك تيرچه بلوكي را درشهرستان كهنوج وروستاي .... راه اندازي كنم تاهم خدمتي براي مردم اين روستا صورت گيرد وهم علاوه براشتغال خودم توانستم دونفركارگرديگر راهم درآنجا مشغول كار كنم ،وخدا راشكر اين براي ما آب باريكه اي شد كه دستمان جلو خويش وبيگانه دراز نشود ،براي آن خداي راشاكر بوديم وسرگرم كار. اين كار دوسالي طول كشيد وبعد از ماه مبارك رمضان امسال ، دوروز ازعيد سعيد فطر وشكربندگان پاك خداوند مي گذ شت كه دريك روز تابستان گرم كه كولر گازي خانه بابا دراثر نوسانات برق  ولطف خاص فرزندان خدمتگذارجنوب كه براي تقويت برق خانه هركس كه دستش به دهانش مي رسيد بارها وبارها كار كردند تا مشكل برقشان برطرف شد ،وهم اكنون در روستاي ما مردم ازنظر فشار برق هم ، فقيروغني دارند ومتاسفانه ما جزو قشر فقير ازنظر فشاربرق هستيم و...
بيراهه نرويم سفره غذا پهن شده بود كه ناگاه سروصدايي از بيرون آمد همه سفره را رها كرديم وبه بيرون رفتيم انگار صدا ازكنار كار گاه كوچك من بود ديدم كه مادرم بادلي پراز آه مي گويد :كابلون گوچگم برشو ،خدا خيرتوندهه ،اميدوارم كه خوش روز نبهي و..
ديديم يك ماشين پرايد باپلاك شخصي وماشين پاسگاه روستا باعده اي سرباز مسلح كه تفنگ هايشان در دستشان بود دور وبركار گاه بودند وراكبان ماشين پرايد هم كه سه نفر بودند 50متر سيم كابل مربوط به كار گاه راجمع كرده و درحال رفتن هستند ،هرچه صحبت وخواهش كرديم جواب نداد وبعد گفتند :صاحب كارگاه بياد پاسگاه و..
                            
برچسب‌ها: اداره برق کهنوج, کارگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 10:51  توسط ققنوس  | 

یادت به خیر شهسوار قله های ایثار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 23:29  توسط ققنوس  | 

مطالب قدیمی‌تر